یک شعر
تغییر رمز
 

پست برتر گندمزار

به گندمزار آزادی قسم ، امشب قلم گُنگ است امیدی هست ، اما هاله ی دردی نهفته در نت چنگ است **** ببین تصویر آبادی فضای بوم نقاشی بدآهنگ است **** جدالی نیست ، اما کاش می گفتی چرا فصل درو تنگ است درون سفره ها سنگ است ۱۳۸۸ – محمد محسن خادم پور ||||| […]

 

شماره ثبت: 392-45648 به استاد…

لا به لای این گورستان ها اگر لب بود لیلی لال می شد روی قوز سنگین سنگ ها وچشم سفیدی نمی کرد به دیوانه های گم و گور شده من شک دارم به بلند بالایی لیلایی که مجنون را زنده به گور می برد تا دل سنگش همیشه روی دل زمین چشم چرانی کند مجنون […]

 

شماره ثبت: 661-45639 من از…

نفهمیدم اگه گفتم من از آینده ترسونم تموم شهر میدونن من از حرفم پشیمونم غلط کردم تو میدونی که منظور من از حرفم همین بود که دوست دارم نه که باتو پریشونم یه حسی دارم این لحظه شبیهه حس پژمردن شبیهه دادن روحم به عزرائیل و بعد مردن گلای باغچمون انگار خبر دارن که تو […]

 

شماره ثبت: 579-45633 خروس ۲

خروس ۲ خروس بد زبون ما ، خواب و صفا  نداره روی درخت خونمون ، با قلدری سواره تو لذت خواب دلم ، قوقولی قوقو می کنه صبرم تموم شده دیگه ، یه جوری دل شومی کنه با قیچی ریش خودم ، بال و پرش بریدم بازم می خونه بی صدا ، ناخن پاش کشیدم […]

 

شماره ثبت: 1905-45623 آناهیتا

آتشکده ها خاموش جنگل ها سوزان عاشقان گمشده وسرگردان دشت ها خشک می سوزد ساقه ی گل سرخ باهم می خوانند آناهیتا ببار ||||| 1 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 501-45622 پست برتر گندمزار

به گندمزار آزادی قسم ، امشب قلم گُنگ است امیدی هست ، اما هاله ی دردی نهفته در نت چنگ است **** ببین تصویر آبادی فضای بوم نقاشی بدآهنگ است **** جدالی نیست ، اما کاش می گفتی چرا فصل درو تنگ است درون سفره ها سنگ است ۱۳۸۸ – محمد محسن خادم پور ||||| […]

 

شماره ثبت: 16-45606 دل را…

دل را برای حضورِ دیرهنگامِ تو آماده می کنم برای پاک کردنِ همه ی پلشتی ها و زشتی ها که پسِ پُشت نهاده ام از خُنکای عبورِ تو چون نهالی نورسته به گُل می نشینم و غرقِ شور می شوم آه از این عمرِ کوتاه که مجالِ با تو بودن را به سال هاست از […]

 

شماره ثبت: 161-45599 در پی…

و در این دورترین نقطه شهر که عمود است بر اندیشه خلق چشم من در به در آبادی است و دلم، تنگ برای آسمانی بی ابر باورم، خانه به دوش لب خندانِ هنوز         دل پر چین و ترک خورده من،  زخم ها دارد از خار جنون          و […]

 

شماره ثبت: 1983-45603 جهان قبل…

همین که ماه را در صورتِ خود قاب کردی نفهمیدم چه شد یک آن دلم را آب کردی   رها کن گیسوان مشکی خود را که عمری به شوق دیدنش هر شب مرا در خواب کردی   تو با آرامش و آن لحن شیرینِ نگاهت مرا لحظه به لحظه بیشتر بی تاب کردی   همین […]

 

شماره ثبت: 96-45543 درس i…

متوجه شدم عاشق شده ای. این را از میان حرف های خودت فهمیدم. این تغییرات از رفتارت پیداست. هر چه سعی کنی پنهان کنی، بی نتیجه است. از بی قراری ها و گوشه گیری هایت می شود فهمید که چه آشوبی در دلت به پاست. این روزها دم به دم شکوفه می کنی، باغ شراب […]

 

شماره ثبت: 161-45578 یادمان

یاد آن روزی که عزت داشتیم مرد خود بودیم و غیریت داشتیم دل نمی دادیم به دست حرس و آز با کریمان دست بیعت داشتیم کس نمی رفت از پی ما و منی فاعلی بودیم و فطرت داشتیم کی، کجا آلوده بودیم در گناه تا گلوبندی زعفت داشتیم دست یاری می گشادیم در خزان بهر بزل […]

 

شماره ثبت: 168-45584 ۴۱۲ بداهه…

فریادِ کودکانِ  مظلومِ غزه، بر سَرِشیوخ ساکتِ عرب ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بنگرید: پشت سرم را،       مزار پدرم را و در مقابلِ پاهایم،          پیکر مادرم را و در خون شناور،          جسد خواهرانم را و در رو به رویم، قامت ایستاده ی برادرم را. آهای شب نشسته گان سپید کُش در برابر چشمان هرجائی تان                 […]

 

شماره ثبت: 579-45582 خروس

خروس خروس بی محل داریم ، نشسته بام کوچمون تو لحظه های روز وشب ، آوازه خوان خونمون *** خروس دم سیاهِ ما ، بال می زنه وقت دعا چشاش می بنده ناگهان ، صداش می پیچه تو هوا *** وقت نماز وقت سحر ، می خوابه بیدار نمیشه نم نم بارون که میاد ، […]

 

شماره ثبت: 96-45544 ملوس

تنها زندگی می کرد. نور سرخ رنگ لامپ او را تحریک می کرد. در آینه تمام قد سرتا پای خود را برانداز کرد. مقداری شیر درون وان ریخت و لباسهایش را بیرون آورد. مانند ملوس قوسی به بدنش داد و روی انگشتان پا، مثل اینکه رقص باله می کند بلند شد. از اندام خوش ترکیب […]

 

شماره ثبت: 248-45571 نمی دانم

خیابانهای بی خاطرهدرختان بی گنجشکدیوارهای بی پنجرهرفتن های بی بازگشت با چمدانهای خالیبه سمت ایستگاه های بی مسافر هل می دهند، مراصدای سوت سرخی در دهلیز ذهنم می پیچدچشمانم می سوزدو دستانم مویه کنان ،لرز می کنندحسرت می رود ؟ یا می آید ! نمی دانم…ودیگر هیچ ! ||||| 4 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1905-45569 بوی خدا

من تنهاترین پرنده تو زیباترین سجاده ی عشق در قبله گاه عشق با بوی خدا قامت می بندم ||||| 2 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 392-45561 باران که…

باران که بیاید تا ران توی مسلمانی گیر می کنم دیگر حالم حوصله ام را از هیچ صلیبی بالا نمی برد و لب هایم تنها ترین کویری ست که فقط با معجزه کشف می شود نذر کرده ام باران که بیاید از گلدسته ها مریم را دوست خواهم داشت فرقی نمی کند با کدام تکان […]

 

شماره ثبت: 354-45550 عنوان ندارد

خشمم را به دندان می گزم

 

شماره ثبت: 96-45545 غزه تنها…

مردمان غزه، ما با شما همدردیم. نام فرزندان مان محمد است و علی، فاطمه است و حسین. سر برگ نامه هایمان مزیّن است به نام الله، کتاب مان قرآن است. اینجا کسی، با گل های محمدی بیگانه نیست. افتخار می کنیم نان خود را با شما قسمت کنیم! سوز زخمهای شما را احساس می کنیم. […]

 

شماره ثبت: 501-45478 نا گانو

مثل ِ” ناگانو” دلم شالیزار شد روی ماهت کو ۱۳۹۳ – محمد محسن خادم پور “ناگانو” یکی از استان های ژاپن است پانزدهمین روز  از اولین ماه پائیز در شالیزارهای پله ای “ناگانو” ماه با درخششی خیره کننده از بالای پله ها شروع به پائین آمدن می کند و سپس از طرف مقابل از شالیزارها […]

 

شماره ثبت: 537-45534 عاقبت

عاقبت تنها شد اتوبوس وایستگاه پا ور چین پا ور چین رفت تابرگرداند صندلی های چوبی را روی خودش ||||| 3 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 501-45490 نازنین

سوختم از عشق خاموشم نکن نازنین مطرودِ آغوشم نکن بی حضورت کوچه ها ابری شدند منتظر هستم فراموشم نکن ۱۳۹۳-محمد محسن خادم پور ||||| 1 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 161-45317 بینوا

در جهانی که به جز رنگ و ریا و آز نیست سوی هیچ صادق دلی آغوش مهری باز نیست در زمانیکه طریق عشق بازی بی دلیست دیده و دل را طریق مهرورزی سائلی ست بینوا پروانه را محرم ناکس گشته است شمع صوفیخانه را هم خانه ناکس گشته ا ست ناسپاسان پای کوبند و کریمان […]

 

شماره ثبت: 579-45479 قاصب قدس

قاصب قدس غزه همیشه غرق جنگی سخت ، جنازه ها روی زمین مونــــــده با موشک و طیاره توپ و تانک ، با رعد و برق دل زخم و سر زنده *** کشتن مظلوم با سلاح گرم ، کو افتخارش فتنه می ریزی ای قاصب قدس معظم رو ، دست بکش از قتل و خونریزی *** […]

 

شماره ثبت: 1-81 خنده منطقی

از همان ابتدای زنگ کلاس کودکان با اشاره خندیدند پارگیه کت مرا دیدند به کت پاره پاره خندیدند علت خنده را که فهمیدم تا به زعم خود کنم تدریس روی تخته سیاه کوبیدم به خروش آمدم که: «ساکت هیس» همه ساکت شدند و من گفتم: «مدرسه جای بازی گوشی نیست مدرسه مهد علم و فرهنگ […]

 

شماره ثبت: 1905-45420 پنجره ای…

پنجره ای ساخته ام رو به دل اما پرواز نمی کند این دل من با ز کن این پنجره را گوش کن به حرف دل من نگاه کن در دوری تو خسته و بی قرارم   ||||| 2 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 392-45464 به فرزندان…

به هوای خاک دریا را سر کشیدیم تا برگردند روی بی تابی های ترک برداشته بطری های سرگردان ویونس پایین بیاید از لب های کلفت ساحل زمین درازترین روده ی نهنگی بود که کارش از خودکشی های انتحاری گذشت بی سر بهتر از بی سرزمین بودن است…! . . پ ن . جنگل بان از […]

 

شماره ثبت: 168-45446 ۴۰۳ شوخی…

چه زِبِل شده این عفریته ی عشق دوباره داره تُوکاسه ی چشام خودشو تلیط می کنه. اهواز ـ ۸ تیر ۱۳۹۳ ||||| 3 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1583-45444 مرحبا ای…

                                          مرحبا ای یار نمــــــودم درد دل بـــا تـــو بگفتم محرمی شاید                                                        نفهمیدم که بی یـــارم به فــــکرم همدمی شاید به هر جا پا نهادی تو سخن وا کردی از رازم                                                         ز چشمم خون و می بارد تو فکر شبنمی شاید تو رازم کرده ای افــشاء بگویم مرحبا ای یار                                                          تو را […]

 

شماره ثبت: 579-45440 من و…

من و ببخش دلم گرفته واسه تو امشب ، اشک چشام نم نم بارونــــن تو لحظه های خواب وتنهایی ، خاطرهات ترانه می خونن *** دلم گرفته از فضای باز ، خسته شدم از درد دلـــــــداری چراغِ عشقم صبح و شب خاموش ، آخر خط رسیدم انگاری *** دریای صبرم قطره قطره رفت ، بی […]

 

شماره ثبت: 161-45319 شب ستایان

جامه داران عدم از عشق عریانم کنید با شما شب سیرتانم رخنه در جانم کنید خیسم از درد شکستن، سیرم از بی بند و باری ابری از بغضی غریبم، بارید و گریانم کنید بسکه تیپا خورده ام از ناجیان ناسپاس نای شیدایی ندارم، منسوخ پیمانم کنید من سراسر پوچیم، حسرت زنایم می چکد آتشی از […]

 

شماره ثبت: 1905-45381 چراغ

برای تارترین لحظه ها صدایم کن که چراغی در دست بگیرم در پای آمدن تو ||||| 2 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 579-45233 عید فطر…

عید فطر آمد مریدان عید فطر آمد ، خوش آمد وقت دلداری نماز وروزه گل باران ، کویرش درد و غمخواری گناهان زاده ی مرداب ، که آبش شور وبد طعمی لیالی القدر سحر خیزان ، سفیر خواب و بیداری به گرگیعان گرم آواز ، به طبل و کوچه و دینار رسوم عشق خود گردان […]

 

شماره ثبت: 501-45347 عیدانه

ماهم به وقتِ آهم ، دل را عیادت آمد قایق شکسته ام با ، موجی رشادت آمد   زندانِ تنگ تن را ، ازعرش کبریائی حکمی به روشنائی ، با ترکِ عادت آمد   خوش باشدم سحرها ، گشتی در آسمانها اشکی برای فردا ، فوجی شهادت آمد   به به چه حال و فالی […]

 

شماره ثبت: 738-45376 اعدام

تف که می‌کنی علف سبز می‌شود و جیغ می‌زند دست و پا زدنت را نفس بکش! از هوایی که مشت مشت توی صورت‌ات می‌کوبند دریچه‌های باز ربطی به بیرون ندارند ایستاده‌اند تا فریب بخوری     – بازنمانی از رفتن- رویایی که از اول راه به جایی نداشت ||||| 5 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 161-45318 دلتنگ

نفس پاره باید کرد به گاه دلتنگی مشق هزاره باید کرد به گاه دلتنگی نظاره از میان میله های سخت سکوت به دور اشاره باید کرد به گاه دلتنگی اگر که خزان باران شد سماء به قصد عدم دوباره جوانه باید کرد به گاه دلتنگی وگر آز تیغ کشید بر گلوگاه حضور نیاز را بهانه […]

 

شماره ثبت: 1241-45329 انتقام از…

تو یه رویایی ، به وسعت یک دشت می خوام انتقام بگیرم از گذشتت یه خدای کثیف ، یه خدای وحشت منم قسم میخورم به لبای نئشت….! به خشکی چشمات ، به تیرگی لبات به غربت اشکات ، به سرخی نگات…. به رسوب عقده توی زندگیت… به تمام لحظه های بَردگیت… به حسرت خوردن جوجه […]

 

شماره ثبت: 1939-45368 تالار زندگی

در کار این جهان که بدان اعتبار نیست دل از هوس بدار که جان را قرار نیست آری بنای آدم از اول چنان نهاد این خط و خال مانده بجا زان نگار نیست فصل بهار موسم خندیدن گل است بلبل بنال که خنده گل بی‌شمار نیست رازی درون سینه امانم بریده‌است ترسم، دگر در این […]

 

شماره ثبت: 579-45349 غزه

غزه در کجای این جهان ، کودکان طعمه ی جنگ خونه ها ویرانه شده ، گوشت و خون و تیکه سنگ *** همه جا صدای بمب ، همه جا دود و دمار ساقیم تشنه بخواب ، فکر من در کارزار *** عشق و آژیر و خطر ، جشن دامادی رسید لاله ها رقصان شده ، […]

 

شماره ثبت: 2056-45327 برگچین پاییز

نیمه شب برگ چین پائیز فرا می رسد و مرا از تو خواهد گرفت ترا فصلی سخت در راه است و مرا در عبودیت خویش ، فصلی نو … تا تو خاطرات یک شب بارانی را مرور کنی من در رویش شکوفه های بهاری باز خواهم گشت و چشمانم را در انعکاس شبنمی کوچک ، […]

 

شماره ثبت: 161-45316 بیعت

امشب به رسم واعظان با درد بیعت می کنم بر خار و خس آزیده و لعن بر اخوت می کنم از طفل خنیاگر گلو، خواهم برید در پای دل دست از تقلا شسته و من ترک عادت می کنم خواهم نشست در عافیت، فارغ زهر هی هوی دهر ره پیش چشم شوخ چشم، منع طریقت […]

 

شماره ثبت: 1905-45314 پرواز

پرواز را به من بیاموز آن وقت قفس ها را با خود می برم ||||| 1 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1983-45283 محرم دل

عشق گاهی شبیه لبخند است خنده کن، خنده ات خوشایند است   بیش از این قند احتکار نکن عمر آدم به خنده ات بند است   نام تو داغ روی پیشانی ست یاد تو مثل یک گلوبند است   با تو و بی تو در تب و لرز است قلب عاشق به درد خرسند است […]

 

شماره ثبت: 1995-45276 عشق بازی

سرخی خورشیدرابنگرکه غوغامی کند درغروب زندگی چون عشق بازی می کند قدرت یکتا را بنگر تو در این آسمان بازمین و آسمان ها رنگ بازی می کند ||||| 1 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 579-45350 شبِ قدر

شبِ قدر ای قلبِ من بیدار بمون ، وقتِ دعا وقتِ نماز لیله القدر اومده ، با صیقلِ دلها بســـــــاز *** مسجدِ کوفه نیمه شب ، محرابِ اون خونی شده شیر خدا دستِ گدا ، قربون مهمونی شـــــده *** زخمِ سری قطره چکان ، عدل حسن می طلبه قلبِ امیر مومنان ، در حسرت خود […]

 

شماره ثبت: 1583-45332 مرحبا ای…

‏ نمــــــودم درد دل بـــا تـــو بگفتم محرمی شاید ‏ ‏                             نفهمیدم که بی یـــارم به فــــکرم همدمی شاید ‏ به هر جا پا نهادی تو سخن وا کردی از رازم ‏                                ز چشمم خون و می بارد تو فکر […]

 

شماره ثبت: 1241-45330 من و…

        منو فریاد کن دوباره ای عشق   راهِ من تر شده باز از اشک چشم….   منو فریاد کن دوباره ای وطن   این منم تعبیر خالق از کفن…   منو فریاد کن دوباره رویا   ای تَه مونده یِ ناکامی ما…..   منو فریاد کن دوباره زردشت   من نکردم […]

 

شماره ثبت: 579-43126 دلم تنگ…

دلم تنگ است : ۹( هرمی مختلف القافیه) دلم تنگ است و هر سازی که می نازی بد آهنگ است که شاید دیدبان آسمان هر جا بدین رنگ است تو می باری تگرگ از خاطراتت سخت  چون سنگ است در آغوشت پر از لرزه و جنجالی و بیماری شبیه جبهه و جنگ است دلم سنگر […]

 

شماره ثبت: 168-45278 ۵۳ علی…

                به حریم عشق مولا همـه با  وفا  علی بود                 که به جمع دل ربایان همـه دلربا علی بود ز خفـا و محـو و پیـدا بـه  هر آنچه شد به عالم                           […]

 

شماره ثبت: 248-45300 قاب اندوه

می بینم چشمهای عصیان زده ام را در قابی اندوه ناک، هر صبح ستاره های صامتش را سُر می دهد بر دشتی نه فراخ و انگشتان ریاکار و گمراهم با عطری سرگردان و مرموز جا می گذارد بر سینه ی گونه های سرد و خسته ام رد پای خمیده و لاغری را که سخت ،سست […]

 

شماره ثبت: 1939-45302 گناه دل

دلم به طره مویت عجب گرفتار است نگاه مست تو مطلوب چشم بیمار است حجاب چهره بینداز و خودنمایی کن که این ستاره سزاوار بوس بسیار است اگر نشد که بسوزم چو شمع، پروانه! یقین که جان من ارزان و پست مقدار است گناه دل چه بُوَد چون سرای مهر تو شد به یمن مقدم […]

 

شماره ثبت: 2052-45294 از بوسه…

زیبایی چشمان تو ضرب المثلی شد اینگونه اگر هست اگرنیست ، ولی شد مأمور شدم کعبه ی دل را بتکانم پایان پرستش شدن تو هُبلی شد یک ثانیه لبخند زدی ، عشق بیان شد این واژه از آن ثانیه بین المللی شد تصمیم تو این است که تنها بگذاریْمْ پاشو …برو …تصمیم تو ضرب الاجلی شد بدقولترین! […]

 

شماره ثبت: 161-45159 فاصله

ما باید فاصله را کم کنیم پایه های عشق را محکم کنیم چون طفیلان پای درس و مدرسه ما باید مشق عشق باهم کنیم در زمان فسق و آز و جرم و جور سادگی نیست، گر خطا را کم کنیم چند باید، در منیّت ها شدن عشق آن است پشت غم را خم کنیم زیر […]

 

شماره ثبت: 1995-45136 شکر

کنمت شکرخدایاکه توجانم دادی                      توبه من جان وسروگوش ودودستم دادی همه جان و سر وگوشم به فدای تو حسین              گرچه دستان نبوندقابل سقاءی حسین       لب چشمه بالبی تشنه نشستی ساقی                        مشکی پرآب نمودی و نخوردی آبی کودکان تشنه لبند درپی ساقی دوان                               ساقی بامشکی بیامد که ندارد آبی         […]

 

شماره ثبت: 405-45258 پست برتر نقد شعر:…

نقد شعر : آری ؟ خیر ؟ درود بر مدیریت و اعضای محترم سایت یک شعر ضمن تشکر بخاطر کلیه تلاشهایی که در راه رشد و ارتقائ دانش و فرهنگ این مرز و بوم بعمل می آورید ، و سپاس بخاطر امکاناتی که در این زمینه بدون چشمداشت در اختیار کاربران قرار گرفته است ، […]

 

شماره ثبت: 168-38762 پست برتر چه گونگی…

>چه گونگی نقد شعر نو احسان طبری منبع : آریا ادیب    احسان طبری :  به نظر اینجانب نقاد شعر، امروز اگر می‌خواهد از مواضع عینی به موضوع نقد برخورد نماید باید نظر خود را درباره ی نکات زیرین یعنی آن چه که ما آن را ملاک‌های عینی نقد می‌نامیم، روشن کند: ١) درباره ی […]

 

شماره ثبت: 632-45252 پست برتر سگ لرزه…

داری خودت را می تکانی توی رویاهات از تو به جز کابوس هایت در نمی آید خوش باورانه منتظر هستی یکی….شاید…. اما برایت حوصله , هم سر نمی آید. هر روز توی آینه کم می شود از تو هر روز بیش از روزهای پیش می میری در حسرت آغوش هایی که حرامت شد خود را […]

 

شماره ثبت: 1995-45137 عاشقتم ای…

زندگی عاشقتم خودت این وخوب می دونی پرو بال من میشی که عزیزترازجون می مونی بیا ببین حال منواین حال واحوال منو نگاه دل خسته واین چشم های گریون منو دلم می خواد پر بگیرم یه شوق پرواز بگیرم برم تو اوج آسمون از غم وغصه نمیرم می خوام بازم شاد بمونم ززندون آزاد بمونم […]

 

شماره ثبت: 501-45240 شب قدر

خدایا غریبی گنه کار وُ بیگانه ام شکستم به شرمندگی آمدم خانه ام   خدایا وصالت تمنای هر بودن است به شبهای قَدرَت نبودن خودآلودن است   خدایا پشیمانم از راه وُسازی جدا جدائی کجا هر چه را دیده ام خود خدا   خدایا تو گفتی بیا گشته ام من اسیر نشاید برانی که افتاده […]

 

شماره ثبت: 161-45163 لحظه های…

پیچیده در گوش فلک، یا لیتنای عاشقان بنشسته بر نای زمین، ارحم لنای عاشقان بی هم نفس ای هم نفس در لحظه های بیکسی آزیده بر رقص جرس، اشرف لنای عاشقان جاریست در انظار جنون، ای داد از این بخت نگون بشنو زنای خستگان، إشفع لنای عاشقان سودای سوداگر هنوز، در جیش و جوش است […]

 

شماره ثبت: 579-45237 شبِ قدر

شبِ قدر ای چشم من بیدار بمون ، وقتِ دعا وقتِ نماز لیله القدر اومده ، با صیقلِ دلها بســـــــاز *** مسجدِ کوفه نیمه شب ، محرابِ اون خونی شده شیر خدا دستِ گدا ، قربون مهمونی شـــــده *** زخمِ سری قطره چکان ، عدل حسن می طلبه قلبِ امیر مومنان ، در حسرت خود […]