یک شعر
تغییر رمز
 

پست برتر عاشق غمش…

فرقی میان پنجــــــــــــــره ها نیست بعد از این بغضی درون حنجــــــــــره ها نیست بعد از این این روز ها مدام دلـــــــــــــــــــم بغض می کند میل مرور خاطـــــــــــــره ها نیست بعد از این شاعر شدم که در خـــــــــــــم موهات گم شوم راهی به غیر از این گره ها نیست بعد از این تا کـــــــــــــــی دروغ پشت […]

 

شماره ثبت: 579-46066 غزل رنگِ…

غزل رنگِ سحر ای هوسران شفق دادِ  سحر شیرین کلام ای ثریا در فلک خود معشری فرهین و رام می نوازد آرزو در باغ و بستان و بهشت مریم عذرا صفاتش تا ابد زرینه نام با نون و شمشیر و قلم کوبیده دیوار ستم خوشگذر دیده نگر جون سفره ی رنگین شام مثل کوه آغشته […]

 

شماره ثبت: 501-46108 تاب مویت

بگذاربریزم ازنگاهت غلتی بخورم به گونه هایت ازشیبِ لبت فرود آیم چالی بکشم به چانه هایت گرمای تو در تنم بچرخد دامن بزنم به شعله هایت تاقم ببری به طاق ابرو همسایه کنی کَمانه هایت در گردی صورتت بچرخم جاری شود ازصدف صدایت تابی بخورم به تاب مویت پرتاب شوم به شانه هایت چون روز […]

 

شماره ثبت: 565-46091 روزهای نرسیده

می آیـــــــــــــــم با رژ لبی منفجر شده بر لب، تا لب های مهر و موم شده ات را باز کنم.   می آیــــــــــم و عطر واگیر دار بوسه بر رگ های خفته ی خاکستری ات، منتشر می شود. می خواهم رئیس جمهور پیراهنت باشم. با امپراطوری لبالب از شو کران و شراب در چشم هایم، […]

 

شماره ثبت: 16-46095 سال هاست…

سال هاست که خواسته ام هر آنچه در توان دارم برایت فراهم کنم گُل بوته ای که ژاله بر آن می نشیند تو را خوشحال می کند و خوشحال تَر پروانه ای که گردِ هر دو در پرواز است تو با سهمِ ناچیزی از مهر سیراب می شوی چون جوانه ای که در دلِ کویر […]

 

شماره ثبت: 114-46107 یک لحظه…

یک گوشه ی دنجی برای گریه می خواهم بغضی برای سالهـــــــای گریه می خواهم سر درد دارم آه …. می خــــــواهم بیآرمم یک شانه ای از ابتدای گریـــه می خواهم پر بوده این پیمانه حالا سخت لبریز است مرگی برای های های گریــــه می خواهم بگذار تا هر شب بگریم تا بفــــــــــهمی تو چشمان سرخی […]

 

شماره ثبت: 278-46071 لیلی مست

عجب آب زلالی بود بر دستان من می ریخت از دستش و آن انگشتر زیبا و براقش که چشمان مرا می بست از برقش و هر ذکرو هزاران حمد او آنشب جلائی بود بر قلبم وآن سجاده ی زرکوب و آن مُهر ش و حتی ساز گفتارش: چه زیبا بود کردارش در آن لحظه! ومن […]

 

شماره ثبت: 513-46068 تکه های…

تکه های شکسته ی من را باز هم بند می زنی به دلم در پی رستن جوانه ی عشق باز ترفند می زنی به دلم   خاطرات بلند مویت را بر جبین خیالم آشفتی شعرهایی برای آهنگ نرم چنگ نوازشم گفتی   باز هم از نسوج احساسم بافتی پرده ی نگاهت را تا بگویی که […]

 

شماره ثبت: 202-46067 استاد

استاد استاد مهربانم تـــــــــــو خوب ومهربانی درعمق باور مــــــــــن خورشید آسمانی از آسمان روشن آیات وحی امــــــــــــــد تنـــــویر ذهـــــــــــــن مارا آیات آسمانی این غنچه های رنگی در بوستان علمت ای باغبان تو گــــل را هر لحظه پاسبانی در واژه هـــــــای شعرم نام تورا سرودم آمـــــــــــوزگارخوبم در عمق نو جوانی ای وارث پیـــــــمبردر شهـر دین ودانش […]

 

شماره ثبت: 78-46073 از لات…

از لات و حبل …وَ از خدا می ترسم از آهِ گدا و از دعا می ترسم تا خنجر و تا گلو و خون می بینم از چشم خودم … وَ از شما می ترسم ========= از موی سپید و از طلب می ترسم از چشمه ی آب زیر لب می ترسم خورشید که می […]

 

شماره ثبت: 501-46074 قاصدک

یادمان رفته که ما قاصدکانِ تنها روزگاری نزدیک گلِ روئیده به یک شاخه ی زیبا بودیم که به دنبالِ نسیمی گذران پاره شد بسترمان **** کاش امروز که سرگردانیم نگریزیم از هم که جدائی گامی در پریشانی ماست محمد محسن خادم پور – ۱۳۸۵   ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 2200-46077 نزول

هیچ چشم زیبائی بدون قاب عکس تو آدم را میخکوب نمی کند تنها نیاز بارانی من است که  بر  دست های مه گرفته ام خطوطی از پیشانی دریائیت حک می کند و قلم اسباب نزول زیبائی می شود ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 2148-46029 ســاعــــت

بعضی وقته ما آدما ساعت هامون رو طوری تنظیم میکنیم که همیشه یه ساعت قبل از قرار جایی باشیم و همیشه عقب میمونیم .. داستان کوتاهی نوشتم با مظمون ” ساعت ” امیدوارم مورد پسندتون باشه. — یه جا تو روزهای پاییزی بود که قدم میزدم به دور از فکر و خیال و همش تو […]

 

شماره ثبت: 436-46062 پدر

پــــــدرم آدم خوبـــــــی است صداقت دارد نه به من بلکه به هـــــــــم نوع عنایت دارد ته خوبی است و جــــز خــــوب نباید نامید خوبی هـــــــر کـــــــه به جز او نهایت دارد شک ندارم که اگــــــر بــــــود پیمـبر میشد در زمان های قدیــــــم بس که لیاقت دارد چهره اش گرچه که زخمـــــی است ولـی روح او […]

 

شماره ثبت: 579-46052 سرود جانم…

سرود جانم فدای رهبر امیر، وزیر ، دلیر ، جان فدای انقلاب حمله ور شدن چو مین ، رهروان ماهتاب *** جان به کف ، جان نثار ، عزت و افتخار لاله کار، لاله زار ، حافظان این دیار *** وطن آب و خاک دشت و کوه ، یادمان رفتگان خروشِ شهیدان به گوش ، […]

 

شماره ثبت: 278-46054 تاراج

امن نیست  خوابگاه فرزندم بزرگ شده است : کودک نا امنی شهرم به تاراج سرگرمند ذزدان شریف شهرم چه سوزان است بازار کارشان و می تازند در سایه ی نگهبان شهر هرازگاهی به گوش میرسد صدای شیپور او برای رهایی دزدان و گاه گداری به گشت و گذار ودزد آزاد است وبا گرفته است دروازه […]

 

شماره ثبت: 579-46051 سرود عاشقان…

سرود عاشقان انقلاب عاشقان انقلاب ، یاوران رهبریم عطر ناب غنچه ها ، در فضای میهنیم *** فرمانده فرمان بده ، مطیع او سر فرازم در همه جای گیتی ، بر دشمنان می تازم *** سرباز آماده هستم ، در صلح او جنگ دشمن پاسدار پلیس وارتش، فدای عشق میهن *** در کوه و دشت […]

 

شماره ثبت: 1905-46059 ساده

چه ساده باور کرده بودم بال بال زدن هایش را نمی دانستم تمرین پریدن به هوای دیگری را دارد ||||| 2 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 274-46033 لباس

لباسی بافتم از تارو پودم برای او که بوده چون وجودم نکرد آن جامه را یک لحظه بر تن تمام عمر پا بند که بودم زمین زمین خانه خرابم کرده مردم تمام خاندانم برده مردم که رفتند زیر آوار غم ودرد زمین لرزید بنگر درد مردم ناله نالم از درد فراقش کاین همه کار منست […]

 

شماره ثبت: 202-46035 بوی بهار

بوی بهار زمستان خسته ام کـــــرده بــــیا بوی بهار آور لباس سبز نجــــــــرابی ،هـــوایی کوه سارآور مرا با خوشه ی انگورمهمـان کن به شهرخود ویا از شهر پــــــــــــرمهرت انارکنده هار آور دلـــم شیرین شود شیرین از ایـن شعر زلال تو دهانم گـرشود شیرین تــــو حـلوایی مزار آور اگــــــــــر در بامیان رفتـی به پیش پیـکر بودا […]

 

شماره ثبت: 513-46041 خدا می…

شاید شیطان برای سجده به آدم نکاح حوا را کم داشت ||||| 5 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 114-46038 رد دستان…

غزل زخمی من از دهنم می ریزد از پرم خون غلیظی به تنم می ریزد رد دستان شما پیرهنم را حس کرد شعر از چشم تو در پیرهنم می ریزد گرچه باور نکنی قحس مرا توی غزل چشم تو از هنر پر زدنم می ریزد من بر افروخته ام خصلت من شعله وری است گاه […]

 

شماره ثبت: 501-46042 ترفند

ازهمان لحظه که در بند تو افتاد دلم ناخودآگاه به ترفند تو افتاد دلم گفته بودم که نگاهت نکنم نخ ندهم ای دریغا که به لبخند تو افتاد دلم باورم شد که تو هم مثل خودم ساده دلی مشتری گشتم وُ پیوند تو افتاد دلم گرم بازار خیالت که شدم ناز شدی  جان به لب […]

 

شماره ثبت: 2148-46032 نامه به…

می نگرم به برگهای درختان که چه زود میریزد و کف پوش خیابان می شود به اسمان می نگرم هوا هم دلش پر میخواد بباره از پشت پنجره نگاهی به بیرون میکنم و سردم میشه هیزم ها رو یکی پس از دیگری داخل اتیش می اندازم گوشه اتاقم کز میکنم و به یاد روزهای با […]

 

شماره ثبت: 587-46039 اگر ایران…

مرا در خاک کن چو ایران نباشد چو ایران نباشد فردا و زمان نباشد    ۱   جان من ! چو یقین داری به بهار از نعره نترس که چنین و چنان نباشد   بشکن هاله ای که در وجود تست هاله را عقب بران ! دلت ترسان نباشد   وگرنه هر که تو بینی […]

 

شماره ثبت: 114-45995 عاشق غمش…

فرقی میان پنجــــــــــــــره ها نیست بعد از این بغضی درون حنجــــــــــره ها نیست بعد از این این روز ها مدام دلـــــــــــــــــــم بغض می کند میل مرور خاطـــــــــــــره ها نیست بعد از این شاعر شدم که در خـــــــــــــم موهات گم شوم راهی به غیر از این گره ها نیست بعد از این تا کـــــــــــــــی دروغ پشت […]

 

شماره ثبت: 632-46011 روزمره گی…

در چاردیوار اتـــــاقی تنگ محبوسی بی پنجره _ این بدترین ابزار جاسوسی _ دیگر به چشم کور آدم ها نمی آیی در تنگنای چشم شان آرام می پوسی ماندی کدامش را درون شعر بنویسی: سیاره بودن در مدار ذهن تیفوسی؟ جراحی اندیشه بر تخت تناقض ها؟ چاقوی شک بر هیکل ایمان موروثی؟ خود را پس […]

 

شماره ثبت: 392-46025 نامه مشترک…

طبقه های چند آسمان تا کف خیابان حتا پایین تر از دلهره های اختصاصی سگی توی جیب کاپیتان سیاه که دیوانه بود و زیر نور اولین چراغ سلام نکرد به خانه ای که چراغ اش کور بود تخت خواب های مشترک ناخن های اختصاصی شب های دراز و بی عقل چشم های دریده ی پهلوانان […]

 

شماره ثبت: 16-45992 دلتنگِ لمسِ…

دلتنگِ لمسِ لطیفِ دستانت بودم که بارانی تُند درگرفت و خاطره ی خیست به درنگی محو شد اینجا در جوارِ دلتنگی یأس آوایی محزون می خواند و هجای کلمات به سختی از حنجره خارج می شوند و آشتی لغتِ غریبی است که در فهمِ کوچه نمی گنجد در آخرین ایستگاهِ خاطره حیران و مشوّش از […]

 

شماره ثبت: 2200-46007 محکوم مسلّم!

ستاره ها یکی یکی از آسمان شهر پائین می آیند و تلسکوپ ها مرا نماد آلودگی نور می شناسند تو با سالهای نوری از من دوری و بی شهادت تو من محکوم مسلّمم! بیا و امشب مهتابیم را آفتابی کن قول می دهم این اتاق از این خانه جدا نشود! و این سکوت مثل نور […]

 

شماره ثبت: 2186-45965 این انتظار…

این انتظار بوی ِ تعفن گرفته است مرگ است این که رنگ ِ تفنن گرفته است دست و دلم به کردن ِ کاری نمی رود می خواهم این شود،شود اما نمی شود سردرگمم میان همه انتخابها افتاده ام میانه ی این پیچ و تابها افسرده،خسته،بسته امید از تمام سو با انعکاس خاطره ها مانده رو […]

 

شماره ثبت: 501-46006 مهتاب

میکشد در آسمان ابرسپید شکلهای تازه آغوش ِطَلا درعبورلحظه ها **** هاله ی مه می برد تا قله ها رخشِ خیال اوجِ رویای وصال **** می زند بوسه به سخت صخره ها در عمیق دره ها بس قطره ها **** بوی نم در طعم جنگلهای دور فرصتی زیباست تا رنگین کمان آرزو بشکفد در لابلای […]

 

شماره ثبت: -46005 اولین شعر…

به من گوید تمامش کن،که شعرت از مُد افتاده که دختر ها نبندن دل، به شعر دلکش و ساده مگر حالایِ وانفسا زمان حافظ و سعدی است؟ کدام دلبرده ی معشوق، به شعر عاشقش شاده پسر ها می دهند دل را کنار درس و دانشگاه ببینی شان که هر ترمی به یک بهتر دلی داده […]

 

شماره ثبت: 278-45998 سرقت آثار

درود.متاسفانه در سفر چند روزه ام به شیراز دزد به منزلم وارد شده و تمام نوشته های آماده به چاپم که حاوی سه کتاب بود و حاصل بیش از هشت سال تلاش بنده بود را به سرقت برد.لطفا مواظب نوشته های خود باشید و به کامپیوتر ولب تاب اطمینان نکنید و لا اقل کپی آنها […]

 

شماره ثبت: 19-45984 سمفونی پائیز

سلام ای دختر زیبای پائیز سلام خنیاگر جاوید جالیز سلام ای پادشاه فصل باران سلام عاشق تر از مرغ شباویز سلام زیباتر از فصل بهاران سلام ای بارش ابر شکرریز سلام ای چهره ی افسونگر عشق تویی زیباترین احساس لبریز سلام ای دختر رامشگر مهر بیا آغاز کن رقص دل انگیز بیا پرواز کن تا […]

 

شماره ثبت: 1905-45985 مزار تنهایی

نگاه کن این مزار تنهایی مرا که بدون تو هر لحظه تنگ تر می شود ||||| 1 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 202-45983 چه خواهد…

چه خواهد شد؟ فردا چه خواهد شد؟ فردایی نا پیدا چه خواهد شد؟ این بحرخاموش است! این موج بحرما چه خواهدشد؟ رویایی کم رنگم تفسراین رویاچه خواهدشد؟ من سخت می ترسم! این ترس می معنا چه خواهدشد؟ بسیار دلتنگم! باخویش می جنگم! بادل هماهنگم! این قلب تنگ ما چه خواهدشد؟ سیدظاهر موسوی۲۰۱۴ ||||| 3 پســندیدم! […]

 

شماره ثبت: 501-45786 تدبیر

آنچه را تدبیر کردم عکس آن تقدیر شد قله ها را می کشیدم دره ها تصویر شد قصه ام را می سرودم تا شفا یابد دلم بی زبانی واژه را در جمله ها تحریر شد چون شبی درمانده رفتم سمت یاری آشنا شوربختی نامه ام آشفتگی تعبیر شد دردفاع از جلوه ها با سادگی دادم […]

 

شماره ثبت: 168-45962 ۱۹۳ چرا…

چرا باید به سوگ تو، ننشینم؟ ترا اُفتان و خیزان، به میهمانیِ چشمانِ خیسم نبرم ثانیه، ثانیه های دردت را، به کول نکشم، اشک های سُرخَت را به آسمان، نپاشم نه تو، و نه هیچ کس دیگری را هم در همهه ی ناله های “خیابان ـ مرگیَت” حتی مرثیه ای نسرایم. یا در انتخابِ شوقِ […]

 

شماره ثبت: 405-45955 عشق و…

  من مقام عشق را تعبیر آتش می کنم با دهان کاغذی ، تفسیر آتش می کنم   نیک می دانم سر آغاز جهان عشق است و بس بی سبب دوری از این اکسیر آتش می کنم   من که از گرمای چشمان تو خاکستر شدم پس چرا پرهیز از تاثیر آتش می کنم ؟ […]

 

شماره ثبت: 16-45971 تو را…

تو را می ستایم که از معجزه ی عبورت گل واژه های لبخند بر لبانم می شکفند تو را می ستایم که از طرحِ اندامت تصویری محو در خاطرم شکل می بندد که از گذرِ سالیان یارای زدودنش نیست تو را می ستایم که با ریسمانِ نگاهت دوردستِ بی عبور را صبورانه گره می افکنی […]

 

شماره ثبت: 738-45969 درباره تو

دلتنگی شبیه تو نیست گاه و بی گاه در می زند هر جا دلش خواست می نشیند و با حسادت عجیبی درباره تو حرف می زند! ||||| 4 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 161-45968 غم هجر

نی به لب دارم و در سوگ گلی می مویم با همه خلوتیان از غم هجر می گویم من زدردی که مرا تا به ابد خواهد سوخت خون می گریم و با اشک رخم می شویم سخن از درد گرانی است که چنین زار و حزین زده ام تکیه بر اندوه و کبود است رویم […]

 

شماره ثبت: 2139-45958 یک وجب…

“یک وجب بالاتر از این آسمان من به عشقت باز هم پر می کشم یک وجب از آسمان هم بگذرم این چنین من ناز دلبر می کشم بوی سجاده مرا مجنون کند با موذن عشق را سر می کشم دلبرم را جلوه حسن هر کجاست زین سبب من  نقش بهتر میکشم صفحه خالی دفتر نقش […]

 

شماره ثبت: 592-45954 جادوی سیاه…

امان از چشم و جادوی سیاهش امان از قامت و روی چو ماهش تمسخر می کند بر من . چه چاره  ؟!! لبم خندان و دل خون از  گناهش زلیخا خسته از هجران و یوسف کجا دارد خبر از سال و ماهش چو طوفان زد به صحرای وجودم کنون خاکم که افتادم به راهش نمی دانم […]

 

شماره ثبت: 661-45953 حالم گرفته

دلم از دوریِ یارم گرفته تمومِ شهر بویِ غم گرفته هوای قلبِ من غمگین و سرده به جونِ جفتمون حالم گرفته ||||| 1 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1583-45866 حمایت

                                         حمایت فراموش کرده ام نامت ٬ فراموشـی شکایت نیست                          اگر دنیا شود مشکل  ٬خبر از ایـن حکایت نیست ز یوسف گر  زلیخایی است مــنم یعقوب کنعانم                              به عشق دیدن یــوسف٬ زلیخا  بی کفایت نیست گرفت صحرای عــشق تو ز لیلی جان مجنون را                             بنی عامرچه میگویدکه مرگ قیس جنایت نیست زلیخا […]

 

شماره ثبت: 1583-45949 خموش

                                      این  دل بی قرار من خانه به دوش میرود                                         روشنی خانه ی عشق رو به خموش میرود   در سر زلفی از کمند حرفی ز دار من نزن                                         دل که شکسته میشود زود به […]

 

شماره ثبت: 579-43075 اخی /…

اخی / برادر (عربی – فارسی) لیش اتقطّع ایدی و آنه الک سیف تضرب بیه کل من حز وریدک اقل لک آنه اخیک اتهده ویای نسیت العشره ما چنّی عضیدک *** تتحسد العیشه او قلبی دیوان خطّار الیجینی ایمن علیــــــــــــــه و انت اتلوم قلبی او قلبک احزاب وحق رب العرش کلــــک اذیّه *** تضکنی اعلی […]

 

شماره ثبت: 1905-45948 زیبایی زندگی

زیبایی زندگی به این که بی خبر تو را دعا کنند نبینی و تو را دعا کنند ندانی و دلتنگ تو شوند ||||| 2 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 278-45939 بازباران

باز باران باز باران با نمادی از تباهی میزند صدها تلنگر بر صبوی خاطراتم باز باران در میان آسمانها در دو دستانش طنابی  یادم آرد یاد یاران باز باران تار مویی از حقیقت نیست بر رخسار رودم با صدای کهنه ی او لال گردیده سرودم نام باران آتشی بر تارو پودم در سخن هایم بترسم […]

 

شماره ثبت: 2139-45930 حس حضور

چشمانم رامیبندم دستانم به سمت بالا حرکت میکنند به سمت تووتمنایت در شکرگذاریت وای این نه منم که انگار بی تو نبوده ام در خلصه ایزیبا به سویت شتابانم وای چه زیباست حس حضورت واین نهایت بندگی ست مندر حصارتنم اما غرق تو و این حتی به رویا هم شیرین است اینجا مرز ها برداشته […]

 

شماره ثبت: 1583-45869 صیاد بی…

                            صیاد بی شکار شرح   دلم    بگویم   دانی   که  بیقرار است                       این   قصه ی  جدایی  تقصیر   روزگار  است کوچ   قبایل   آمد   شد   وقت   رفتن   ما                       هر  علت  نرفتن  حرفی   چو  ماندگار  است  با  اشک  چشم  خود  من  درد  دلم  نوشتم                       درد دل  شکسته  چون  دانه  بیشمار  است صد  آفرین  بگفتم  بر […]

 

شماره ثبت: 392-45924 پیاده رو…

پس و پیش بالا می آورم خیابان ها را پر از هوای ناگزیرم از پیاده رو تا پا هایی که نیست…! ||||| 4 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 592-45914 مرور…

در گوشه ای از حافظه ام  جا گرفته ای روزی  صد بار یا بیشتر  مرورت  می کنم هرگز فایل ات  را پاک نخواهم کرد چرا ؟؟؟ !!! چون تنها تویی  که نمی گذاری آلزایمر  بگیرم .   ||||| 2 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1583-45870 خانه به…

    من اگر خــــانـــــه بـــه دوشـــم نظری نیست مرا                                   آســـــمــــان در نـــظــــر و بال و پری نیست مرا                  قــــفـــس تــــــــنــگ مــــــرا با دل آیینه چه سود                                   که در این بـــــنــد قـــــفــس هیچ اثری نیست مرا     گفته بـــــــودم بــنــــمـــا رخ پــــــس آن تیر نگاه                                    که دگر بعد تو هــــــیـــچـــگـاه سفری […]

 

شماره ثبت: 40-45890 می درخشی

می درخشی مثل بهار و خورشید ، با شرم ملافه صبح را بر شانه های شب می کشد ||||| 6 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1583-45896 دل

دلـــتنگ ز دست یار ، دلـــگیر ز این دریا                                  دلـــــسیرم  از این دنیا دلــــــواپسم از فردا دل شــورتورا دارد این دل نــگران توست                                  دلــــخواه منی جانا  دلـــــداری دهم دل را من دلخوشم از حرف و  دریا دل بی قایق                                 دل آزرده عشقم من  و دل کنده ام ازهرجا دل روشـنیـم وصل ودل […]

 

شماره ثبت: 16-45879 آنگاه که…

آنگاه که پارو بر این آب می گسترم و بادبان از فراز بر می کشم تو را به خاطر می آورم در سرزمینی که یادِ تو در آن جای دارد به مانندِ قلبِ من و دلهره ی دیدارِ تو و آنگاه که پای بر شن های این ساحلِ متروک می نهم رؤیاهای مردی را در […]

 

شماره ثبت: 248-45898 یکی از…

گاهی شبها خواب می بینم در تنهایی مزمنی ،غصه می بافم ،آرام یکی از زیر ،یکی از رو نقطه چین های بی معنی ،می نشینند روی زانویم و بیهودگی دست می کشد به بازویم تیک تاک تیک تاک باد، سُر می خورد روی شیبِ نمدار پنجره و شب تمام نمی شود یکی از زیر، یکی […]

 

شماره ثبت: 501-45904 دیوار عادت

میگفتی نمی شنیدم میگفتم نمی شنیدی بیگانه بودیم نه آنکه صدا منتشر نشود **** بودم نمیدیدی بودی نمیدیدم بیراهه میرفتیم نه آنکه همسفر نباشیم **** فاصله افتاده بود بین ما که فاصله بُعد نیست تصور است ترسیم نگاه ماست **** احساسِ تلخِ دلزدگی دالانِ نگاه را دیوار می کشد **** و ما تلاش نکردیم پشت […]