یک شعر
تغییر رمز
 

پست برتر عاشق غمش…

فرقی میان پنجــــــــــــــره ها نیست بعد از این بغضی درون حنجــــــــــره ها نیست بعد از این این روز ها مدام دلـــــــــــــــــــم بغض می کند میل مرور خاطـــــــــــــره ها نیست بعد از این شاعر شدم که در خـــــــــــــم موهات گم شوم راهی به غیر از این گره ها نیست بعد از این تا کـــــــــــــــی دروغ پشت […]

 

شماره ثبت: 579-46710 ابوذیات توصیف…

ابوذیات توصیف الحروف  دوبیتی وصف حروف  القسم الاول الالف جالس بطل نادر و عدله حکم کل حرف بانسابه و عدله الصمت و امصوت ابحگه و عدله او یضل تاج او ملک یزهی الخویه *** الف سردار و بر کرسی نشسته شه شاهان و هر مانع شکسته شهامت باز می گردد به ایشان حکومت می کند […]

 

شماره ثبت: 168-46743 ۴۳۱ شوخی…

درین بحبوحه ی / به شمارش افتادنِ نفس های من / چه عشقی می کند این /                      خَرمگس،/ که سَرِ عقاب /           بِزنِد به شکم./                       اهواز ـ ۲۹ مهرماه ۱۳۹۳ ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 16-46740 اگر بگویم…

اگر بگویم دوستتان می دارم مرا دگر بار باور می کنید ؟ نانِ گرمتان و سلام های صبحگاهیتان را شادی های کوچکتان و غمِ نهان در نگاهتان را دوست می دارم مرا دگر بار باور می کنید ؟ اگر بگویم میهنم را چون مادر و شهرِ کوچکم را چون طفلی گریزپا دوست می دارم مرا […]

 

شماره ثبت: 579-46711 ابوذیات توصیف…

ابوذیات توصیف الحروف  دوبیتی وصف حروف  القسم الثانی حرف الضاد کل معنی کمل بیه یفرزن عوده من زوده کمل بیه کبیر ایواسی بالوادی کمل بیه المثل عند العرب شیخ الهویه *** حرف ضاد مکمل در معانی است گل خوشبو و معروف جهانی است به سختی می شود نامش فرا خواند سِر اعراب در لفظ نهانی […]

 

شماره ثبت: 632-46715 ویرانه ها

سر روی بالش می گذارم [جای تو خالی ست] عطرت تمام خاطراتم را قرق کرده دستم به دور گردنت در عکس خشکیده بد جور مرد قصه ات امشب کم آورده “بدجور” یعنی اینکه دیگر دست ها بالا “بدجور” یعنی اینکه دیگر آخر بازی ست “بدجور” بخش عمده ای از ذهن من هستی این با تمام […]

 

شماره ثبت: 501-46713 دُزدانه

با زبانی به الفبای فریب جیره ها داد به ما تنهائی در شبی پنهانی ریشه ی باغچه را سیمان کرد شعله ی ترس به آوند ِشجاعت انداخت آه را مدفون ساخت      !!!!!!!!!!!!! در هوائی سنگین من و ُ تو  مبهوتیم نقطه ی مشترکِ همسفری لحظه هائی است که دُزدانه به هم می نگریم    […]

 

شماره ثبت: 18-46467 درخت آرزو

باز باران میزند بر پنجره خنده با لبهای من بیگانه شد در جوانی مرد رویاهای من دودشد،آتش شد و ویرانه شد آرزویی داشتم در کودکی حس کنم دستی به روی شانه ام ای دریغا گفت بر من روزگار غصه ها شمع است ومن پروانه ام روزها طی شد،میان سینه بود درجوانی،آرزوی دیگری عشق دریایی پر […]

 

شماره ثبت: 221-46590 جز الان….

پیچهایم دوباره شل شده است رفتنت لای دردها گم شده است من همیشه دلم تورا می خواست جز الان،که این دلم گم شده است ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 579-46597 گردش

گردش وعده ها مثل یه ابر زودگذر جون میده خندهات تو گشت شب با اذان خوش خبر وقت غروب می شماره لحظه ها دعای لب *** با نسیم سرد خوش دیبای روز همه جای سبزه ها شیون شده قطره می باره به یاد برگ خشک سایه بون غنچه ها مسکن شده *** رنگ چشمات تو […]

 

شماره ثبت: 2360-46335 تو

گاهی که گلوی شاعرانگی ام رو به کویر لبخندت می گیرد “تو” بر سنگفرش چشم هایم قطره قطره جاری … در شمالی ترین نقطه ی قلبم با تاجی بر سر عاشقانه هایم را واژه به واژه به پادشاهی می نشینی…   هنگام غروب من می مانم و تبسم سپیدهایی که به طعم نگاه توست شیرینِ […]

 

شماره ثبت: 501-46320 روزنامه

ازسرعادت روزانه سلامی دادم مرد روزنامه فروش با نگاهی مشکوک قد وُ بالای مرا موشکافانه ورانداز نمود همه چیزعادی بود من فقط آمده بودم مفتی خبری کسب کنم که فلان جای جهان زلزله ، سیل ، جنایت ، سونامی ……….. زیرپای مَمَلی قالی کاشان ، کفنی ………. جیب بیچاره ی بدبخت چه حالی دارد سازش ِ […]

 

شماره ثبت: 661-46316 چه حالی…

حسینو از ما میگیری،زمین پر از بی تابیه عباسو از ما میگیری،دریا پر از بی آبیه اصغر که بچه بود خدا یه بچه ی بی ادعا اصغرو از ما میگیری،دنیا پر از رنج و عذا چه حالی داری آسمون امشب برات مقدسه روی زمین بی چارگی تو آسمون آتیش بسه خدا جونم عباس میخواد، آب […]

 

شماره ثبت: 1905-46321 چایی زندگی

تلخ است چایی زندگی بدون قند لبخند تو به کام زمانه ام ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 2344-46314 مشکل است…

رفتن ز کوی و کوچه ی دلدار مشکل است درمانده کنج سایه ی دیوار مشکل است پروانه میشویم و به یار جان میدهیم سوختن به دامن شمع اغیار مشکل است عاشق نبوده ی که بدانی صفای عشق از عشق چشم پوشی و انکار مشکل است صد بار آمدی و نگفتی چه میکشم شادی و شوق […]

 

شماره ثبت: 501-46300 نکته

تمام شد ، نقطه……….. اما ، نه نکته : بهتر نبود که بهتر بود ؟………. محمد محسن خادم پور- ۱۳۹۰ ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 16-46297 Love song

Baby I love u for your beauty, your lips, eyes and your hairs. When u smile it seems to one flower opens in a cold morning or first rays of sun light shine to my heart. When your tears fall down to your pretty face it seems a river jumps over a stone. When u […]

 

شماره ثبت: 579-46277 بی پناهی

بی پناهی یادته روزای شاد بچگی ، یادته می گفتی تو خیلی بـــدی یادته با قهر و ناز عاشقی ، یادته آتیش به جونم می زدی *** تو غروبت ساحل شب های تار ، لحظه لحظه آرزوهام کم شــــده پا برهنه می دوم بر سنگ و خار ، رعد و برق بی پناهی نم زده […]

 

شماره ثبت: 392-46291 چشم باران…

برمی گردی بایک سبد آفتاب و من خوب می دانم روشن می شود از گرمی دست هایت چشم باران وبطری های سرگردان خوب می فهمند لای بلندای لبخندت , دریا چقدر عمیق بود وسبزی نگاهم از درازای عشق کیست می دانم هرگز امواج نمی دانند شب ها که در خودم غرق می شوم تا تصویری […]

 

شماره ثبت: 2200-46282 تک

آمد و پرونده ی خورشید را تا کرد و رفت آسمان ساده ی شب را فریبا کرد و رفت   آمد و در گیر و دار بی ستاره سرکشید تا ته عریانی ما را تماشا کرد و رفت   اتفاقی بود با اهل دل و درد آشنا هر چه دیگر اتفاق افتاد رویا کرد و […]

 

شماره ثبت: 501-46256 گیسو

 اگر روزی برآید باز از دستم که بشکافم من آن گیسو که می بستم برایت بازخواهم گفت ای خوبم هنوزم با تمام مستیم ، هستیم محمد محسن خادم پور- ۱۳۸۷ ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 952-46269 خواب

تورا به خواب چونکه بدیدم شبم دگرگون شد دوباره شوق وصالت در این دل خون شد سکوت و سردی شب را هوای تو بشکست دوباره خانه پر از حق حق یه مجنون شد صدای زمزمه های شبانه با تکرار که چرا نور وجودت ز خانه بیرون شد مرا خیال چشم خمارت زغصه دلخون کرد دوباره […]

 

شماره ثبت: 202-46267 نامهربان

نامهربان آتش زدی در سینه ام نامـــــهــــــربانی میکنی این خاطره عشق مـــــرا هـــــــم بایگانی میکنی آخرچرا رد مــــی کنی زنگ مـــــــرا از خط خود بانامه های خـــــــــــط خطی  گاغذ پرانی میکنی این سینه راآتش گــــــرفت نامهــربان از قهر تو باگوشه ی لب خنــد خــــــود آتش فشانی میکنی تو می روی تنها کـــــــجا در آسمان قلـــــب […]

 

شماره ثبت: 579-46266 غرور

غرور غرورِ اشکِ فریبت ، موجِ شادی هام شکسته شبا تا سحر به یادت ، یاد تو رو دل نشسته *** اومدی واسم می خونی ، با صدای عاشقونه بلبلی شیرین زبونی ، صداتُ نفس  می مونه *** اسیر قول و قرارت ، قرص تسکینم تو بودی آتشی شبیه دردی ، دیدنت برام چه سودی […]

 

شماره ثبت: 513-46245 دزدیدند

جای خالی تورا خاطره ها دزدیدند دل ویران مرا دلهره ها دزدیدند آنقدر در نظرت منظره باران کردند تا که چشمان مرا منظره ها دزدیدند کاسه ی صبر مرا تجربه ها پر کردند جامه ی عقل تو را پیکره ها دزدیدند شیشه ی عمر بلورین مرا شیشه خران عاقبت از همه ی پنجره ها دزدیدند […]

 

شماره ثبت: 16-46251 سوگِ غنچه

به هیاهوی کوچه می نگرم عشقِ تو درون مایه ایست در نهان خانه ی دلم تا هر چه ناپاکی ست پالوده گردد سال هاست که خطوطِ ممتدِ اعتماد دست مایه ایست تا دوست داشتن را فراسوی هر چه گسستنی ست پاس بداریم به جوانه های امید می نگرم که تو در جای جای دلم کاشته […]

 

شماره ثبت: 579-46243 بناز ای…

بناز ای همسفر به نام آن خدایی را که آموخت هزاران آیه بهر بندگانش درون قلب محتاجان شفا کرد جلا بخشید روح زندگانش *** رسولان چون ستاره در فضا چید جمال آفتاب آمد خروشان ولی ماه منور شب نخوابید سحر خیز شفق باریده باران *** امامان زادگاه عاشقان کرد علی بخشید موج مهربانی حسین دریا […]

 

شماره ثبت: 501-46237 تن وُ…

جستجو کردم ببینم کیستم آنقَدَر رفتم که دیدم نیستم وهم آمد از من اندامی کشید برسر هر عضو ایهامی کشید گفت من چشمم که با او دیده ای آنچه تصویرش به ذهنت چیده ای گفتم آری ، تا سخن آغاز شد یک دریچه دیگر از تن باز شد چون همی دیدم زبان وُ چشم خویش […]

 

شماره ثبت: 16-46234 عطرِ تنت…

عطرِ تنت پیچیده در پرسه های بی هدف در خاطرات مشترکمان آنجا که گره می زنم نمکِ شورِ اشک را در گیسوی باد هم پرسه های من خیالِ اندامِ ظریفت آنجا که مهرت نقب می زند به تپش های قلبِ سُرخِ من لبالب می شوم در حسِ غریبِ با تو بودن آنجا که نفس می […]

 

شماره ثبت: 1905-46236 هوایی

هوایی شدم هوای آن روزها که از هوای تو پرمی گشودم ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 202-46163 غنائی

یاران غنائی طبع گم کـــردم ؛مرا یاری کنید یاران! مریض خشم ونامهری؛ پرستاری کنیدیاران! اگــــــراحساس می میرد شما هم در مزار آن بروی خاک آن رفته عــــــزاداری کنیدیاران! ویا یک دسته ی گـل را زباغ شهر خود گیرید به رسم روز گار این جا وفا داری کنیدیاران! سرودم ناله ی دل را چو اشک آسمان […]

 

شماره ثبت: 2200-46194 راز رشید

دستهایش خلاصه ی تنفس دریا بود سرداری که پیش از آب به رسالت رسیده بود   به رسم ادب شکست کمر کوه را و خم شد آنقدَر که علَم دستانش را آه کشید از همان روز آسمان جوانمردی تکید و حق به حقدار رسید       ترکیب “راز رشید”از مرحوم سید حسن حسینی ست […]

 

شماره ثبت: 501-46160 زمین عشق

پس از تو آبها شرمنده ماندند که درد ِ تشنه را بیننده ماندند اسیرحرص دنیا را نشاندی تمام فاتحان بازنده ماندند پس از تو هر کجا بیداد آمد به یاد ِهمدلان فریاد آمد نمای دین به کلی شد شجاعت که دستِ بسته را امداد آمد پس از تو خط باطل بَرمَلا شد زمین ِعشق نامش […]

 

شماره ثبت: 40-46179 آی دنیا….

از سکـــوتــم نتـــرس …! دیریست ، عوض شدم خـــــودم را بوسه میزنم بی صدا گریه میکنم …… و تمــــــــــــــام وابستگــــــــــــــــــی ام را بـــــــــــــه تیـــــــــــغ کشـــــــــــــیده ام… آنگاه به دنیایی می نگرم که معکوس است آی …………….. دنیا……. مواظبم باش….! قلبم هنوز زنانه می تپد…! ||||| 1 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 202-46142 خواب

خواب خواب دیدم شهر من را خواب برد این همه خــــوابیده را سیلاب برد هم چو پیچک پیچ گشتم دور خوار عمر مارا” تیب” برده و تاب برد ابروی دین وفـــــــــــــرهنگ مرا عاقــبت در این سرا” طلاب” برد در کـــــویر خشک سالی عاطفه ذره ی احـــــساس را ار باب برد گنــج این ویرانه را عـصر […]

 

شماره ثبت: 565-46089 روزهای نرسیده

  می آیـــــــــــــــم با رژ لبی منفجر شده بر لب، تا لب های مهر و موم شده ات را باز کنم. می آیــــــــــم و عطر واگیر دار بوسه بر رگ های خفته ی خاکستری ات، منتشر می شود. می خواهم رئیس جمهور پیراهنت باشم. با امپراطوری لبالب از شو کران و شراب در چشم هایم، […]

 

شماره ثبت: 365-46101 چهار حقیقت…

دفتر عرفان مثنوی چهار حقیقت بشنو از زاهد که پرسیدندازاو سرّ زهدت چیست ، ای عارف بگو گفت چون عقلم حقایق را شنید راه تسلیم و رضا  را چشم دید این حقایق چار هستند و عیان زین سبب من دورگشتم از جهان کار خود باید خودم اجرا کنم تا زهرکس دیگر استغنا کنم روزی من […]

 

شماره ثبت: 579-46066 غزل رنگِ…

غزل رنگِ سحر ای هوسران شفق دادِ  سحر شیرین کلام ای ثریا در فلک خود معشری فرهین و رام می نوازد آرزو در باغ و بستان و بهشت مریم عذرا صفاتش تا ابد زرینه نام با نون و شمشیر و قلم کوبیده دیوار ستم خوشگذر دیده نگر جون سفره ی رنگین شام مثل کوه آغشته […]

 

شماره ثبت: 501-46108 تاب مویت

متن اصلاح شده: بگذاربریزم ازنگاهت سیلاب کنم بهانه هایت غلتی بخورم به گونه ات تا زرخیزشود میانه هایت ازشیبِ لبت فرود آیم خطی بکشم به غنچه هایت چالی بدهم به چانه ات یا خالی به سیاه دانه هایت گرمای تو در تنم بچرخد دامن بزنم به شعله هایت تاقم ببری به طاق ابرو همسایه کنی […]

 

شماره ثبت: 565-46091 روزهای نرسیده

می آیـــــــــــــــم با رژ لبی منفجر شده بر لب، تا لب های مهر و موم شده ات را باز کنم.   می آیــــــــــم و عطر واگیر دار بوسه بر رگ های خفته ی خاکستری ات، منتشر می شود. می خواهم رئیس جمهور پیراهنت باشم. با امپراطوری لبالب از شو کران و شراب در چشم هایم، […]

 

شماره ثبت: 16-46095 سال هاست…

سال هاست که خواسته ام هر آنچه در توان دارم برایت فراهم کنم گُل بوته ای که ژاله بر آن می نشیند تو را خوشحال می کند و خوشحال تَر پروانه ای که گردِ هر دو در پرواز است تو با سهمِ ناچیزی از مهر سیراب می شوی چون جوانه ای که در دلِ کویر […]

 

شماره ثبت: 114-46107 یک لحظه…

یک گوشه ی دنجی برای گریه می خواهم بغضی برای سالهـــــــای گریه می خواهم سر درد دارم آه …. می خــــــواهم بیآرمم یک شانه ای از ابتدای گریـــه می خواهم پر بوده این پیمانه حالا سخت لبریز است مرگی برای های های گریــــه می خواهم بگذار تا هر شب بگریم تا بفــــــــــهمی تو چشمان سرخی […]

 

شماره ثبت: 278-46071 لیلی مست

عجب آب زلالی بود بر دستان من می ریخت از دستش و آن انگشتر زیبا و براقش که چشمان مرا می بست از برقش و هر ذکرو هزاران حمد او آنشب جلائی بود بر قلبم وآن سجاده ی زرکوب و آن مُهر ش و حتی ساز گفتارش: چه زیبا بود کردارش در آن لحظه! ومن […]

 

شماره ثبت: 513-46068 پست برتر تکه های…

تکه های شکسته ی من را باز هم بند می زنی به دلم در پی رستن جوانه ی عشق باز ترفند می زنی به دلم   خاطرات بلند مویت را بر جبین خیالم آشفتی شعرهایی برای آهنگ نرم چنگ نوازشم گفتی   باز هم از نسوج احساسم بافتی پرده ی نگاهت را تا بگویی که […]

 

شماره ثبت: 202-46067 استاد

استاد استاد مهربانم تـــــــــــو خوب ومهربانی درعمق باور مــــــــــن خورشید آسمانی از آسمان روشن آیات وحی امــــــــــــــد تنـــــویر ذهـــــــــــــن مارا آیات آسمانی این غنچه های رنگی در بوستان علمت ای باغبان تو گــــل را هر لحظه پاسبانی در واژه هـــــــای شعرم نام تورا سرودم آمـــــــــــوزگارخوبم در عمق نو جوانی ای وارث پیـــــــمبردر شهـر دین ودانش […]

 

شماره ثبت: 78-46073 از لات…

از لات و حبل …وَ از خدا می ترسم از آهِ گدا و از دعا می ترسم تا خنجر و تا گلو و خون می بینم از چشم خودم … وَ از شما می ترسم ========= از موی سپید و از طلب می ترسم از چشمه ی آب زیر لب می ترسم خورشید که می […]

 

شماره ثبت: 501-46074 قاصدک

یادمان رفته که ما قاصدکانِ تنها روزگاری نزدیک گلِ روئیده به یک شاخه ی زیبا بودیم که به دنبالِ نسیمی گذران پاره شد بسترمان **** کاش امروز که سرگردانیم نگریزیم از هم که جدائی گامی در پریشانی ماست محمد محسن خادم پور – ۱۳۸۵   ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 2200-46077 نزول

هیچ چشم زیبائی بدون قاب عکس تو آدم را میخکوب نمی کند تنها نیاز بارانی من است که  بر  دست های مه گرفته ام خطوطی از پیشانی دریائیت حک می کند و قلم اسباب نزول زیبائی می شود ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 2148-46029 ســاعــــت

بعضی وقته ما آدما ساعت هامون رو طوری تنظیم میکنیم که همیشه یه ساعت قبل از قرار جایی باشیم و همیشه عقب میمونیم .. داستان کوتاهی نوشتم با مظمون ” ساعت ” امیدوارم مورد پسندتون باشه. — یه جا تو روزهای پاییزی بود که قدم میزدم به دور از فکر و خیال و همش تو […]

 

شماره ثبت: 436-46062 پدر

پــــــدرم آدم خوبـــــــی است صداقت دارد نه به من بلکه به هـــــــــم نوع عنایت دارد ته خوبی است و جــــز خــــوب نباید نامید خوبی هـــــــر کـــــــه به جز او نهایت دارد شک ندارم که اگــــــر بــــــود پیمـبر میشد در زمان های قدیــــــم بس که لیاقت دارد چهره اش گرچه که زخمـــــی است ولـی روح او […]

 

شماره ثبت: 579-46052 سرود جانم…

سرود جانم فدای رهبر امیر، وزیر ، دلیر ، جان فدای انقلاب حمله ور شدن چو مین ، رهروان ماهتاب *** جان به کف ، جان نثار ، عزت و افتخار لاله کار، لاله زار ، حافظان این دیار *** وطن آب و خاک دشت و کوه ، یادمان رفتگان خروشِ شهیدان به گوش ، […]

 

شماره ثبت: 278-46054 تاراج

امن نیست  خوابگاه فرزندم بزرگ شده است : کودک نا امنی شهرم به تاراج سرگرمند ذزدان شریف شهرم چه سوزان است بازار کارشان و می تازند در سایه ی نگهبان شهر هرازگاهی به گوش میرسد صدای شیپور او برای رهایی دزدان و گاه گداری به گشت و گذار ودزد آزاد است وبا گرفته است دروازه […]

 

شماره ثبت: 579-46051 سرود عاشقان…

سرود عاشقان انقلاب عاشقان انقلاب ، یاوران رهبریم عطر ناب غنچه ها ، در فضای میهنیم *** فرمانده فرمان بده ، مطیع او سر فرازم در همه جای گیتی ، بر دشمنان می تازم *** سرباز آماده هستم ، در صلح او جنگ دشمن پاسدار پلیس وارتش، فدای عشق میهن *** در کوه و دشت […]

 

شماره ثبت: 1905-46059 ساده

چه ساده باور کرده بودم بال بال زدن هایش را نمی دانستم تمرین پریدن به هوای دیگری را دارد ||||| 2 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 274-46033 لباس

لباسی بافتم از تارو پودم برای او که بوده چون وجودم نکرد آن جامه را یک لحظه بر تن تمام عمر پا بند که بودم زمین زمین خانه خرابم کرده مردم تمام خاندانم برده مردم که رفتند زیر آوار غم ودرد زمین لرزید بنگر درد مردم ناله نالم از درد فراقش کاین همه کار منست […]

 

شماره ثبت: 202-46035 بوی بهار

بوی بهار زمستان خسته ام کـــــرده بــــیا بوی بهار آور لباس سبز نجــــــــرابی ،هـــوایی کوه سارآور مرا با خوشه ی انگورمهمـان کن به شهرخود ویا از شهر پــــــــــــرمهرت انارکنده هار آور دلـــم شیرین شود شیرین از ایـن شعر زلال تو دهانم گـرشود شیرین تــــو حـلوایی مزار آور اگــــــــــر در بامیان رفتـی به پیش پیـکر بودا […]

 

شماره ثبت: 513-46041 خدا می…

شاید شیطان برای سجده به آدم نکاح حوا را کم داشت ||||| 5 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 114-46038 رد دستان…

غزل زخمی من از دهنم می ریزد از پرم خون غلیظی به تنم می ریزد رد دستان شما پیرهنم را حس کرد شعر از چشم تو در پیرهنم می ریزد گرچه باور نکنی قحس مرا توی غزل چشم تو از هنر پر زدنم می ریزد من بر افروخته ام خصلت من شعله وری است گاه […]

 

شماره ثبت: 501-46042 ترفند

ازهمان لحظه که در بند تو افتاد دلم ناخودآگاه به ترفند تو افتاد دلم گفته بودم که نگاهت نکنم نخ ندهم ای دریغا که به لبخند تو افتاد دلم باورم شد که تو هم مثل خودم ساده دلی مشتری گشتم وُ پیوند تو افتاد دلم گرم بازار خیالت که شدم ناز شدی  جان به لب […]

 

شماره ثبت: 2148-46032 نامه به…

می نگرم به برگهای درختان که چه زود میریزد و کف پوش خیابان می شود به اسمان می نگرم هوا هم دلش پر میخواد بباره از پشت پنجره نگاهی به بیرون میکنم و سردم میشه هیزم ها رو یکی پس از دیگری داخل اتیش می اندازم گوشه اتاقم کز میکنم و به یاد روزهای با […]

 

شماره ثبت: 587-46039 اگر ایران…

مرا در خاک کن چو ایران نباشد چو ایران نباشد فردا و زمان نباشد    ۱   جان من ! چو یقین داری به بهار از نعره نترس که چنین و چنان نباشد   بشکن هاله ای که در وجود تست هاله را عقب بران ! دلت ترسان نباشد   وگرنه هر که تو بینی […]