تغییر رمز

پست برتر مسابقه پلاک طلایی شعر کلاسیک

سایت یک شعر در نظر دارد، به منظور رشد و ارتقای سطح کیفی سایت و همینطور شناخت و تشویق استعدادهای برتر شعری، در بین کلیه شاعران علاقه مند عضو در سایت مسابقه ی سرایش برترین شعر کلاسیک را برگزار نماید. موضوع : موضوع این مسابقه آزاد است و شاعران گرامی می توانند در هر موضوع […]

 

شماره ثبت: 405-44117 جامها را شکستم ( تقدیم به سپید سرایان )

  واژه هایم به زیر خاکستر، طبع شعری که مانده از دیروز در زمستان نا مرادی ها ، عشق گوید که آتشی افروز بار دیگر قلم به دستم داد ، لحظه لحظه ندای احساسم چون قلم در کفم به رقص آمد ، فکر من شد ردیف شعر و عروض کار من از هجا گذشت امشب، […]

 

شماره ثبت: 1583-44102 عاقبت عشق پاک

شبی آهسته و بی نام گــــذشتم از خراباتی                                              نه فکر نامه ی عشقم نه ترسم از مکافاتی نه یادی درخراباتم نه چشمی تا برد خوابم                                           نه دلداری نه دیداری نه ذکری نه مناجاتی نه آن در فکر من هست ونه یارم آرزوی من                                          نه تکیه گاه نه عصایی نه زنگی نه ملاقاتی […]

 

شماره ثبت: 16-44097 میوه ی نوبرانه ای بودی که یک صبحِ سرخوش از شاخه چیدم

میوه ی نوبرانه ای بودی که یک صبحِ سرخوش از شاخه چیدم باران بر اندامِ نجیبت تازیانه می زد و تو در خاموشی ی مطلق خوابِ پروانه می دیدی چه کسی می دانست که بوته ی نارسی که به دستِ خود در گرماگرمِ یک روزِ تفته کاشتم این قدر زود قد برافرازد به غرور و […]

 

شماره ثبت: 272-44035 می سرایم ترا دوباره گلم

می سرایم تو را دوباره گلم فاعلاتن مفاعلن فعلن   مثل روحی که حیف می میرددر زمستان داغ پیراهن   مثل چشم کویر بی باران خالی از حس خوب باغ تنت   دربیابان گرم می سوزند خوشه های ظریف در خرمن   باتو زیر نگاه زرگرها آرزوی سفید وسردی داشت   سینه ریزی که پیش […]

 

شماره ثبت: 334-44029 تاوان

سیب بهانه بود ما تاوان دیگری داده ایم! تنهایی چیزی بود که از خدا گرفته بودیم… احمد جانجان ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 313-43833 تو دریائی نسیم انقلابی

تو دریائی نسیم انقلابی رقیب آتشی اصل شرابی همه نقاشیم بوی تو دارد قشنگی تا طلوع آفتابی ||||| 0 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1016-43407 دیدار

به احساس لطیف عشق سوگند به دیدار تو هستم آرزومند دلی دارم به زنجیر تو در بند که گردد با خیالت شاد و خرسند دلم با یک نگاهی می شود شاد مرا در حسرت دیدار مگذار پریشان خاطرم از دوری تو بیا بار گران از دوش بردار بیا بشکن غرور لحظه ها را به لب […]

 

شماره ثبت: 334-44024 زیبایی منحصر به فرد تو

زیبایی منحصر به فرد تو در تاریکترین اتاقها شکل میگیرد… وقتی با دست های من رنگ میگیری… اتفاق می افتی… و درحافظه ی تاریک خاته ام می مانی… احمد جانجان ||||| 3 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 272-44045 صد رحمت حق باد به نامادری من

صد رحمت حق باد به نامادری من   دیوانه او بودم واوهم پری من   او رفته از اینجا و ولی شعله عشقش   آتش زده بر این تب خاکستری من   از خوبی او شعر نوشتم که بخواند    در خانه من این غزل سر سری من   با جادوی اشعار کنم سحر دلش […]

 

شماره ثبت: 1583-44040 خاکسپاری

اوسراسیمه و نالان ، اشکباران دیدمش آن که بر من ظلم کرده من فراوان دیدمش ‏ ‏ از همه گریانترست این خدای قلب من خودش نجوا کنان دریاد یاران دیدمش ‏ آنکه با دعوت به جشن من نمی آمد ش‏بی ‏ بر خلاف انتظار، امروز شتابان دیدمش ‏ با صدای وای برمن گونه اش لبریزاشک […]

 

شماره ثبت: 1016-43398 گرفتم دست زیبایت در آغوش

گرفتم دست زیبایت در آغوش غم و دردم به آنی شد فراموش زشوق دیدنت قلبم فرو ریخت شدم سرگشته و شیدا و مدهوش زعمق چشم تو افسانه خواندم سرشک دیده بر دامن فشاندم شدم لبریز عشق و کامیابی دل دیوانه را تا عشق راندم چو فارغ گشتم از دیدار رویت کشیدم شانه ای بر تار […]

 

شماره ثبت: 313-43811 چشم هایم را جارو کردم

چشم هایم را جارو کردم برای طلوع ستاره ها تا فاش کنم اسرار جهان را در خون شفق در جوانه مرگ جوانیم را بغل زدم تا ارثم شرافت باشد که قهرمان باشی نه نکبت دیگران چون لبه ی شمشیری کاش به جای هزاران دوست دشمنی نبود تا خودم را ببینم یاران قبیله ام ماران زمینند […]

 

شماره ثبت: 579-40499 لقمانِ عشق

لقمانِ عشق ای پرستوی نغمه خوان کوچ کن به فضای تنگِ دلم سال هاست در آغوشِ تنهایی مانده از درد و هجران پناهگاهی است در سکوت مطلق و تاریکی اتاق هایش از پنجره ی ماه قابلِ رویت است و گرمی حباب هایش از روزنه ی خورشید بوسه خورده است در دیارِ غربت طبیبِ دل ها […]

 

شماره ثبت: 248-44004 شب که می شود

شب که می شود در خیال واژه های صامتم رویایی غریب پشت پنجره های نیمه باز ذهنم دست تکان می دهد شاید آغاز ِدمیدنی ست نجیب از تبار اصیل زادگان در حال انقراض … و شاید پایانی ست با دندانهای کرم خورده که یکریز و بی تابانه به رویاهای بی پایان من نیشخند می زند […]

 

شماره ثبت: 501-44008 همسرم

با تبریک ولادت بانوی دو عالم ، همسر ولایت و مادر امامت ، این شعر را به اتفاق همه ی آقایان به همسران فداکارمان تقدیم می نمائیم همسرم سبزتر ازصبح امید بالِ پروانه ی آیات سپید ساده وُ ساکتُ همراهُ زُلال از صفت ها چه بگویم به مثال گرمم ازهرنفسش درهمه وقت بهترین همسفرم ، […]

 

شماره ثبت: 1016-43402 آغوشِ خدا

مانده ام در پیله ای تاریک و تار در حصار سرد و وهم انگیز حزن و کینه ها کنج دنجی ساکت و ماتم زده در انزوا . آزمودم پیش از اینها زندگی در میان این به ظاهر زندگان می کنم اتمام حجت با دلم می کنم یک بار دیگر امتحان . میروم بیرون زخانه میشوم […]

 

شماره ثبت: 1583-43993 ارمغان

                                                 ارمغان عاقبت  دل  در حضور حضرت عالی شکست                                       جام  عشقم  با  نگاهش  در  غروب  خالی شکست آرزو کردم بــــمــــیرم تا نـــبــیـــنم مرگ دل                               مرغ عشقش بودم و هر دم پر و بالی شکست خون دل با اشک چشمم ارغوان است ارمغان                                 یاد بودی از  دلم […]

 

شماره ثبت: 313-43829 دو مصرع ابروان انحصاری

دو مصرع ابروان انحصاری خریدارم به شرط مایه کاری چه خوبه با توامشب زیر باران بگیریم یک بغل عطر بهاری ||||| 3 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 579-43743 برو سفر

برو سفر برو سفر  همسفرت  فصلِ بهاره / بهاره/ بهاره حسِ دلم سردِ هنوزبارون نم/ کم کم می باره / می باره / می باره آخه شکل عاشقی رنگین کمان شد قوس دلها رو ببین چشمِ جهان شد مشکلت ترکِ دیار م بی مروت مثل پروانه شدی عشقت نهان شد *** همسفر پرنده شو / […]

 

شماره ثبت: 278-43969 مقام زن

سر روی دلم گذار تا شب نشود بی نور تو این کویر پُرتب نشود بی نام تو این زبان چرخش نکند بر قبله و هر خدای کرنش نکند چشمان تو ای عزیز آیینه کنم گنجی شود و نهان در سینه کنم آنان که مرا به عشق محکوم کنند خود را چو نبی همیشه معلوم کنند […]

 

شماره ثبت: 272-43967 آبی آسمان من گم شد

دربهار تما می غمها فصل چنگیزی گل موهاش   صد هزاران جوانه می میرد زیر تیغ سیاه ابروهاش   مثل دفترچه های خط خورده هی ورق خورده ام بهارش را   در زمستان به دور من پیچید مژه های بلند جاشوهاش   سینه ریزش به گردنم افتادمردم آخر بدون اکسیژن   باز عمر دوباره ام […]

 

شماره ثبت: 1583-43944 وداع

                                           وداع از کوچه تــــنهایـــیت ٰ تــــنهای تــــــنها میروم                                       با موج اشکم بی صــدا من سوی غمهامیروم نام تو را من خط زدم اندر کـــــــــــویر ســینه ام                                      با تو نمودم من وداع ٰ بی تو از ایــــنجا مـــیروم در آن گلستان خیال چــون بــــــاد پـــایـــیز آمدی                                     ارزان بدادی عشق من ٰبــــی زعشــق […]

 

شماره ثبت: 161-43961 نیکی کن

نیکی کن و مگذار که نیکان بمیرند دستان طلب باده زنااهل بگیرند در حلقه نشین با همه رندان جهان باش رندی کن و مگذار که رندان بمیرند در مکتب دنیا همگی بنده خویشیم از خویش برون آی که خویشان نمیرند دیدی اگرم جمع گرفتار تسلسل در سلسله عاشق شو که عشاق نمیرند ||||| 3 پســندیدم! […]

 

شماره ثبت: 1016-43394 مشق عشق

در بهاران کرد باید زندگی مشق عشقی کرد از دلدادگی زیر باران دست در دستان یار رفت باید تا کران روزگار با نوای بلبل و گلبانگ رود نغمه های زندگی باید سرود سایه سار بید و گلهای قشنگ غنچه های نیمه باز رنگ رنگ سبزی برگ درختان بلند مرهمی باشد به دلهای نژند گوئیا روحی […]

 

شماره ثبت: 16-43942 تو از آن دوردست های مه گرفته می آیی

تو از آن دوردست های مه گرفته می آیی آنجا که ابرها با شیطنت بر زمین بوسه می زنند و گُل برگهای گُل به لطافتِ شبنم می نشینند آنجا که در پیچ و خمِ جاده ها گُم می شوی و ضربانِ لحظه ها تو را می برد تا لمسِ واضحِ جنونِ انتظار آنجا که رسیدن […]

 

شماره ثبت: 579-43894 هدیه به تیم فولاد (دلم فولاد)

هدیه به تیم فولاد (دلم فولاد) دو چشمام یادگار تو / به نامت هدیه می دادم تویی آوازه ی شهرم / به عشق تو چقد شادم *** تو خاطر خواه هر بازی / خودت پیروز میدونی دلم فولاد تنم آباد / نگو ای دل نمی دونی *** با این دریای شادابی / مبارکباد فریادت همه […]

 

شماره ثبت: 501-43915 آب

آب بالا کی رود جز در فشار با حرارت پاک گردد چون بخار ابرِسرکش برق وُ رعدش انفجار سخت می بارد به هنگام بهار در زلالی آب باشد استوار چونکه راکد شد شود مرداب تار می کشاند رودها را در گذار می دهد دریای آبی را قرار خوب می چرخد مداوم در مدار تا ببیند […]

 

شماره ثبت: 1016-43396 ای کاش غزل بودی

ای کاش غزل بودی بر روی لبم بودی یا همچو خیال شمع افسون شبم بودی ای کاش غمم بودی هر دم به برم بودی یا اشک جگرسوزی بر چشم ترم بودی ای کاش دعا بودی همرنگ خدا بودی از بند جفا آزاد پابند وفا بودی ای کاش نَفَس بودی عاری زهوس بودی بهر دل مسکینم […]

 

شماره ثبت: 313-43823 طوطی ها

طوطی ها برای آزادی خود را به مردن میزنند ما به نفهمی ||||| 6 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 272-43913 فرصت بده ترانه ببارم برای تو

حالا که من فصل بهارم برای تو   فرصت بده ترانه ببارم برای تو   کارون برای نوبر چشم غمت کم است    رود سفید وابر قرارم برای تو   مهریه ی مهر ترا کم نمی کنم   سرمایه  ی ضرب هزارم برای تو   ای چای شیرین من وشعرهای من   شعر خوش و […]

 

شماره ثبت: 1583-43763 یاد ثریا

                        یاد ثریا با رفتنت ای نازنین با غم چه غوغا  می کنم                                     دور از خودم بنشستم و خود را تماشا می کنم در کوچـــــــه های آرزو بی آرزو باید گذشت                                    با رفتــن د یـــروز تو امروز و  فـردا می کنم شمع و گل و بوی بهار در خــاطراتم مرده اند                                    با […]

 

شماره ثبت: 313-43827 “بسی رنج بردم در این سال سی”

“بسی رنج بردم در این سال سی” که تا لهجه ام را کنم فارسی همه لهجه ها کرد و ترکی ّ وپارس خراسان و اهواز و تبریز و فارس قدم ها گرفتم بزرگ و بلند بگویم که ایران به از صد هلند نخواهی ببینی زبانت خراب به جد هر دو سالی بفرما چکاب تو از […]

 

شماره ثبت: 556-43878 گلدان …

لیوان چای سرد و تلخی روی میزت باشم ! ولی گرمم کنی تو با نگاهی شاید که یک میز اضافه کنج دیوار روی لبم گلدان بکاری گاهگاهی !!! ||||| 3 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 738-43887 تقدیر

من بهمن­ ام همواره  از کوهی سرازیر  تو جاده ­ای با پیچ و خم ­های نفس گیر  می ­غلطم و می ­لغزم و می ­ریزم از کوه  با سنگها و صخره ­های  راه درگیر  فکر رسیدن می­ کنم هر روز و هر شب  با پا و با سر می دوم بی هیچ تاخیر اما در […]

 

شماره ثبت: 1583-43781 فانوس

           {{     فانوس    }} آن روز که از یادت روم دیگر نکن یادی ز من                      با آنکه می دانم عزیز ، دلگیر و ناشادی ز من فانـــــــــوس شبهایت شدم پیدا نکردی راه خود                      حالا دگردرموج وسنگ هرگزنزن دادی ز من در کوچـــه ی تنـــگ دلم نیلوفرت خشکیده شد                       تا می شکستی این […]

 

شماره ثبت: 579-43895 بی وفا نباش

بی وفا نباش با تو هستم ای سرسره ی آلوده به زخم دلم قطره های باران نم نم های شبنم سرد اشک دیده های توست و لکه های  ابر در آسمان اثر جای پای دلتنگی های من است پس بنگر بازگشت من و تو به آغوش دریای نامتناهی آرزوهاست که در شب رویاها خواب آن […]

 

شماره ثبت: 1016-43392 برای داشتنت ای گل چه شبهایی دعا کردم

برای داشتنت ای گل چه شبهایی دعا کردم نمیدانی در آن شبها به عشق تو چه ها کردم نبودی در شب تارم ندیدی حال واحوالم زاندوه فراق تو خدا را من صدا کردم نهادم سر بزانویم کشیدم آهی از سینه دو دستم را به هم دادم خدایا حال من اینه چنان آهی کشیدم من که […]

 

شماره ثبت: 1583-43758 نفرت

                                  نفرت    امروز که دلگیرم زتــــــو ،دلـــتنـگ فردا میشوم                         بیزاری از من مـــــیروم  مــــجنون لــیلا میشوم                      من عاشق تو گـــــشتم و تو دشــــمن این دل شدی                        باشد که دیگر بعد از این چون اشک رویا میشوم     بنگر که دردت تا کـــجا ریــــشه […]

 

شماره ثبت: 1475-43861 باربد عاشق…

تقدیم به مرد شعرهای عاشقانه ام… ساز زندگیم را کوک کن شعرهایم بوی نا گرفته اند… ومن با پیراهن کهنه دلتنگی شبهای تنهایی را درمینوردم و به…ناکجا کجا بود؟؟؟ من در ناکجا چشمهای بازم را جا گذاشته ام سالهاست که کورم! ساز زندگیم را کوک کن امشب هوس کرده ام بمیرم تا حسرتی نو زاده […]

 

شماره ثبت: 313-43821 شیخ را گفتم چه میبینی در او

شیخ را گفتم چه میبینی در او- آدمی را کمپلت از پشت و رو گفت داریم ماهمه این خلق و خو عده ای تخمیم برخی هم هلو حال گر خواهی نگیرم پنچری عرعرونی ، عرعرانی ، عرعری ||||| 2 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1016-43390 غروب

در آستانه زندگی ایستاده ام پریشان و اندیشناک بر عمر بسر آمده در وادی دلتنگی و آه دستی سایبان چشمهایم کرده ام دست دیگر تکیه گاهیست که دیرک زده بر سقف فروریخته احساسم بهت زده به افق می نگرم به تماشای غروب و چه زیباست غروب آفتاب غرق به خون در تلاقی زمین در گذر […]

 

شماره ثبت: 579-40575 دل درد

دل درد ای حیا به آفتاب بگو چادر سر کند در فضای باز غنچه ها سروها و کاج ها خجالت زده می شوند در فصلِ بهار بیندیش در تاجِ گل ها تا چتر دل آب نشود و آرامش ببخش بید های احساسات تا قلب در تپشِ فراق نسوزد جاسم ثعلبی (حسّانی) ۲۸/۰۷/۱۳۹۲ ||||| 1 پســندیدم! […]

 

شماره ثبت: 537-43835 پست برتر لعنت به آفتاب

غروب به چه دردی می خورد جزاینکه وقتی از راه می رسد دلم را می گیرد می برد وبه صلیب شب می کشد لعنت به آفتاب با آن قدم های کوتاهش….! ( ) ( ) تاثیر گرفنه از: خورشید پیرزنی ست دو رو که چشمش روشن است اما دلش سیاه…! (رضا قنواتی)   ||||| 10 […]

 

شماره ثبت: 1388-43809 فتحت شدم سنگر به سنگر

فتحت شدم سنگر به سنگر تا در جنگجویی آخرش باشی کشور گشایی کار سختی نیست وقتی که تو اسکندرش باشی بر روی انگشت تو می چرخد دنیا…اگر کفر است باکی نیست حتا خدا هم تحت امر توست آنجا که تو پیغمبرش باشی دنیای عاشق ها همینطور است معشوق خود را می بردتا اوج جان می […]

 

شماره ثبت: 501-43846 دلتنگی

تا به کی دلتنگی ؟            این همان روز خوشی است                                     که طلب میکردی توپ ماهوتی زردی که بچرخد آرام                                  وبریزد سنگی هر کدام از بچه ها          بگریزند به سمتی به شتاب فرصتی اندک بود           تا مرتب شود آن سنگ به هم ریخته از ضربه ی توپ و گریزی دیگر             […]

 

شماره ثبت: 334-43838 اسم ندارد!

مثل گلوله های تگرگ که معلوم نیست از کجای آسمان شیرجه میزنند روی شقیقه ها اتفاق ها می افتند… گیر کرده ام بین آسمانی با ابرهای سیاه و زمینی بی غار…بی درخت…بی پناهگاه… در سرزمینی که دانایان محکومند به سکوت و جاهلان مشغولند به جولان هاشان زخم میزنم… زخم می زنم بر پیکره ی انسانی […]

 

شماره ثبت: 1583-43756 عبرت

                                            عبرت              نه امــــیدی به تـــــــو دارم نه به تو امیدوارم                                             که به جشن عشق با تو من دلی شکسته دارم               دل من شکسته ای تـــــــو ،نکنم یاد تو هرگز                                             نه دگر شوقی ز دیـــدار نه به تو نامه نگارم               تو زدی آتش کیـــــنه بــــه دل شکسته ی من […]

 

شماره ثبت: 313-43813 چه سال بدی بود و پر التهاب

چه سال بدی بود و پر التهاب نهان شد به ابر سیه آفتاب هماره که دی باخودش نیش داشت به صورت ولی سنگر ریش داشت نود بود و دو، سال مار خبیث همه بد شدند کو کجا مستغیث نزد مار نیشت اگر سال دی و کردی به رندانه آن را تو طی خوشا خوش به […]

 

شماره ثبت: 272-43800 یک کنده زیبا به دهان تبرش نیست

آدم شده تنها وکسی دوروبرش نیست   یک ذره غزل درچمدان سفرش نیست   پیکان به کمان داردوآماده خیزش   یک پوکه خالی به تفنگ کمرش نیست   عشق است که چادر زده در خاطرۀ او   مجنون شده از نالۀ لیلی خبرش نیست   لبخند غمی هیچ نیامد به لبانش   خشکده دلش آب […]

 

شماره ثبت: 78-43773 چه فریادی دارد

چه فریادی دارد باران وقتی کوه را می شوید برای جلگه آخر باید . کاشت … داشت .. برداشتعلی عبداللهی/اصفهان/ب۹۳ ||||| 6 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 239-43765 (( آتشکده ))

  رفتی دل ِ من خسته ز غمها شده برگرد در باور ِ من  ولوله  بر پا شده بر گرد گفتی  که  شبی  بار ِ سفر بسته  میایی تصویر ِ تو در آینه  پیدا  شده  بر گرد ابری شده هر خاطره ای در دل ِ تنگم تکرار ِ زمان سایه ی فردا شده  بر گرد می گیره  نفس  در نفسم  وقت ِ […]

 

شماره ثبت: 168-43475 ۷۲ دیگر فردایی برایم نمانده است

دیگر فردایی برایم نمانده است همه ی داشته هایم را امروز ،                       در خیابانی به                            حراج گذاشته ام. چنین شد دیروزی را                 که اشتباهی                        رفته بودم. چه کسی داشته هایم را                 به حراجی کشاند؟                 اهواز ـ ۹ آبان ۱۳۹۰ ||||| 5 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1016-43388 غروبِ عمر

طلوعم را ندارم یاد غروب اما دل انگیز است هوای سرد بارانی نشان از فصل پاییز است گذرگاهیست این دنیا پر از اوهام رنگین و دلاویز است دلم میگیرد از نامردمیها درون سینه مالامال درد ، از غصه لبریز است غروب عمر نزدیک است و ره تاریک و باریک است اجل اندر پی ات با […]

 

شماره ثبت: 272-43768 شافنرهای من وماشین زیبایم شکست

ای جوانان عجم جان من وجان شما   در جوانی گشته ام پیرغزلخوان شما   نوجوانی رفته اکنون پیرم و کم بنیه ام   ساکن یک کوچه هستم درچناران شما پول جیب من شبیه آب جو ته می کشد   تا که پارا می گذارم توی دکان شما   شافنرهای من وماشین زیبایم شکست   […]

 

شماره ثبت: 16-43788 فاصله ها با قطره های جوهر پوشانده شده

فاصله ها با قطره های جوهر پوشانده شده و نامه های عاشقانه نخوانده برگشت می خورند و پُستچی های عبوس راه های تکراری را در ذهنِ کاغذیشان از نو مرور می کنند دیگر تحمل جایز نیست باید راه بیفتم و نشانی ی گمشده ی تو را در آخرین دقایقِ روز های خسته از نو کشف […]

 

شماره ثبت: 1583-43754 سیل اشک

                                      سیل اشک رنگ  قلبت مرمر و  آن جنس  مرمر سنگ بود                                    نرخ عشقت بس گـران و دست من هم تنگ بود سرخی  رنگ غــروب در هر افق دلگیر نیست                                    آرزوهایت چـــو قــــاف و پای من هم لنگ بود من که مجـــنون دل سنــــــگت شدم […]

 

شماره ثبت: 253-43739 بغض

بغضی درون سینه ام من را فرو خورد افسوس سردی در وجودم باز پژمرد مجنون به خاک افتاد و این افسانه طی شد لیلی جدال عشق را اینبار هم برد « محمد فلاح » ||||| 5 پســندیدم! |||||

 

شماره ثبت: 1016-43386 …و چنین شد که عاشق گشتم

به هوا می مانست به شبنم به ترنم باران به لطافت گل به نسیم بهاری که گونه هایم را نوازش میداد ولی دستانش کوچکتر از آن بود که دستان مرا بفشارد لیک در زلال دیدگانش خیره می شدم و در هوای بازدمش نفس میکشیدم و در وسعت قلبش زندگی میکردم و در سکوت لبهایش آواز […]

 

شماره ثبت: 168-43726 ۱۲۰ شهادت فاطمه (س)

آسمان تاریک، کوچه ها در سکوت،                     خورشید،                            در بند،                       ماه،                            در بند. ذوالفغار غمگین        روبَهان پُر کین           چشمانِ مدینه،                         در خواب، می گذرد زمان،             چه سنگین. ـ مردی در سکوتِ مرگباری در خود می پیچد ـ می رسد پرواز       ماه در خاک،              کوخی گِلی           […]

 

شماره ثبت: 1016-43384 تردید

به هیچ هم ره نمی جویم صدای فکر من پوچ است که گرداگرد افکارم محیطی سرد و تاریک است به هر کنجی هزاران بار ره بردم به هر نقطه هزاران بار اِستادم ولی بیهوده می پویم همی بیهوده میگردم چه دارم در نهانخانه بجز افکار توخالی همه تکرار و تکرار است نه شوقی بهر خندیدن […]